يه روزه تازه

 

بعد از کلی وقت!

هوالحی

سلام خيلی وقته اينجا نيومده بودم. دلم براتون تنگ شده

در آرامترين ساعت شب، هنگاميكه در عالم خواب و بيداري بودم 7 خويشتن من دور هم نشستند و نجوا كنان چنين گفتند:

خويشتن اول: من در تمام اين سالها در تن اين ديوانه بوده ام و كاري نداشته ام جز اينكه روز دردش را تازه كنم و شب اندوهش را برگردانم . من ديگر تاب تحمل اين وضع را ندارم و اكنون شورش ميكنم .

خويشتن دوم : برادر حال تو بهتر از من است، زيرا كار من اينست كه خويشتن شاد او باشم . من خنده هاي او را ميخندم و سرود ساعتهاي شاد او را ميسرايم و با پاهايي كه سه بال دارد انديشه هاي روشن او را ميرقصم . منم كه بايد بر اين زندگي ملال آور شورش كنم

خويشتن سوم: پس تكليف من ، خويشتن عشق چه ميشود ؟ كه داغ مشعل سوزان شهوات وحشي و اميال خيال آميز هستم . منم كه بيمار عشقم و بايد بر اين فرد بشورم.

خويشتن چهارم: از ميان شما من از همه نگون بخت ترم . چون كاري به جز نفرت پليد و انزجار ويرانگر به من نداده اند . منم آن خويشتن طوفاني كه در سياهترين دركات دوزخ به دنيا آمده ام و بايد سر از خدمت او بپيچم.

خويشتن پنجم : نه ، منم آن خويشتن انديشمند، خيال باف، خويشتن گرسنگي و تشنگي، آنكه مدام در پي چيزهاي نا شناخته و نيافريده  ميگردد و دمي آسايش ندارد، منم كه بايد شورش كنم نه شما.

خويشتن ششم : من خويشتن كارگرم . خويشتن زحمت كشي كه با دستان شكيبا و چشمان آرزومند روزها را صورت ميبخشم و عناصر بي شكل را به شكلهاي تازه و ابدي در مي آورم . منم تنهايي كه بايد بر اين فرد بي قرار  بشورم .

خويشتن هفتم: شگفتا كه همه شما ميخواهيد در برابر اين مرد سر به شورش برداريد، زيرا يكا يك شما وظيفه مقدري بر عهده داريد كه بايد به امجام برسانيد . اي كاش من هم مانند شما بودم . خويشتني با تكليف معين! ولي من تكليفي ندارم . من خويشتن بي كاره ام . آنكه در لامكان و لازمان خاموش نشسته است، هنگاميكه شما سرگرم بازسازي زندگي هستيد . اي همسايگان، آيا شما بايد شورش كنيد يا من ؟

هنگاميكه خويشتن هفتم اينگونه سخن گفت، آن شش خويشتن ديگر با دلسوزي به او نگريستند ولي چيزي نگفتند ، و هر چه از شب بيشتر گذشت يكي پس از ديگري در آغوش تسليم و رضاي شيريني به خواب رفتند .

اما خويشتن هفتم همچنان چشم به هيچ دوخته بود، كه در پس همه چيز است.

 

با بهترين آرزوها

ليلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸۳ - leila leila

 

وای من اينجا چی کار ميکنمممممممممممممم

من ای دی پس ورده خودم و زدم اينجا کجاست وا شده فک کنم اين سال جديدی پرشين بلاگم قاط زده!!!!!!!!!!!!

خلاصه شاد باشيد

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢ - leila leila

سال خوبی داشته باشيد.

يا هو...

سلام اميدارم سال خيلی خوبی در پيش داشته باشيد.

نميدونم امسال ميخواد چی پيش بياد اما برا من که فکر نميکنم غير منتظره تر از امسال باشه!!!اما شايد هم باشه کسی چی ميدونه:)

 

....انتظار

شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است.

حرف قلب من اين بوده و هست آن زمان كه بيايي بهاراست.

قوي دل لحظه هارا شمرده تا تو از شهرغربت بيايي

نبض آلاله ها را گرفتم تا كه شايد بدانم كجايي

شهرلب, باغ دل, مرزاحساس حسرت لحظه اي با تو بودن

با نگاهت سخن گفتن و بعد شعري از جنس دريا سرودن

عكس روياييت را نهادم روي يك قاب عكس طلايي

با كمي لاله رويش نوشتم لعنت عشق بر تو جدايي

مي تپد قلب در شهر غوغا باز در آرزوي رسيدن

بازهم حسرت روي يك شمع حسرت دسته اي پونه چيدن

سال رفت و من و پونه و تو حبس دربندهاي جدايي

جهان حسرت مهرباني,عالمي آرزوي رهايي

من نگاه تو را اولين بار روي يك شعر نمناك ديدم

قصه ي سبز زيباييت را از زبان غزل ها شنيدم

باورم نيست آمد بهار و ماه چشم تو بر دل نتابيد

دل به ياد تو يكسال رنجيد چشم در آرزويت نخوابيد

افگارتويك عشق پاكست توي گلداني از آرزويم

خوب شد مانده اين يادگاري تا كه گه گاه آن را ببويم

چشم تو نقطه ي عطف دل هاست ديدنت مرهم قلب عاشق

گونه ات سرزمين تبسم , خنده هاي تو رنگ شقايق

تا بيايي, به روي دل خود عكس يك ياس تنهاكشيدم

توي نقاشي چشم هايت انتظاري شكوفا كشيدم

هيچ كس با دل من نيامد تا لب جاده هاي رهايي

منتظر مانده ام روي يك پل تا كه شايد از آن سو بيايي

آسمان تا نگاهي به من كرد ديدگانش پر از اشك غم شد

نقره هايش از غصه تب كرد يك گل از خنده ي زهره كم شد

بركه اش كه مرا ديد قلبش مثل يك نرگس منتظر شد

قصه ام را به آلاله گفتم بر لبش حسرتي منتشر شد

هركسي كه برايم دلش سوخت عاشقانه شكست و دعا كرد

سنگ هم قصه ام را شنيد و صادقانه خدا را صدا كرد

باز هم تو آنجايي و من منتظر مانده ام تا بيايي

درس من رمز زيبا شكفتن, قلب من دفتر آشنايي

گفته بودي اگرقاصرك ها از سفرهاي رويا بيايند

گفته بودي اگرشاپرك ها شهرمان را گلستان نمايند

گفته بودي اگرصد شكوفه در ميان گلستان برويد

گفته بودي اگريك پرستو برگ آلاله اي را ببويد

گفته بودي اگرتوي قلبم باغي از ياس خوشبو بكارم

گفته بودي اگرمثل باران روي دلهاي عاشق ببارم

باز مي گردي و در كنارم قصه ي عشق را مي نگاري

پس چه شد نسترن ها شكفتند باز گرد اي نسيم بهاری

همتون و دوست درام

سال خوبی داشته باشيد.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٢ - leila leila

حرفای دل

سلام

چطور ميشه بعد از گذشت اين همه سال از عمر، هنوز آدم خودش و نشناسه . چطور ميشه باور كرد پشت اين نقاب قدرتمند، آدمي اين همه شكننده و ضعيف باشه . از كجا پيداش شد نميدونم.

نميفهمم خلقت آدم چطور بوده . احتياج دارم حرف بزنم،داد بزنم، حرفام و طوري بگم كه همه دنيا بشنون، اما...

اصلا نميتونم بفهمم ليلا تو اين شهر چي كار ميكنه . چطور شد كه قسمت اينجا كشوندش.ميخوام حرفام و بگم،اما نه نميشه . حتي اگه حرف هم بزنم، فايده اي نداره . گوش شنوايي نيست. نه گوش شنوا هست اما وقتي حرفي زده ميشه هر گوشي اون حرف و با نتهايي كه براش تعريف شده ميفهمه ،انگار همه چيز برنامه ريزي شده كه حرفت و نتوني بگي .

بهار داره مياد . خيلي كم مونده . يعني تا سال ديگه چي پيش مياد . ديگه نميشه مثل قبل بود .

 يه ليلاي جديد متولد شده. برا منم غريبست . اما ميفهممش . حد اقل من اون و ميفهمم . دوستش دارم .ميدونم حرفش چيه . اما از دست من كاري بر نمياد نميتونم براش كاري بكنم.

نميدونم اين موجود متولد شده ميتونه به زندگيش ادامه بده  يا نه . بايد به يه خواب طولاني بره . تا شايد روزي دوباره يه بيداري جديد داشته باشه. يا شايدم هيچ وقت تولدي دوباره رو تجربه نكنه.

 

عمري كوتاه .فرياد زد اما صداش شنيده نشد . حتي كسي حسش هم نكرد. پس مصداق حرف دكتر شريعتي "كه كسي كه ديگران احساسش كنند تنها نيست" اگه درست باشه . ليلاي من تنهاست . كاش فقط ديده ميشد. كاش يه جواب كوچيك از سوالاش و ميگرفت. اين حقش بود . اما وقتي پرسيد نه جوابي   نه صدايي و نه...

ليلا چاره اي جز عادت نداره كه پشت نقاب ليلا گم شه . انگار هيچ وقت متولد نشده بود .اما كاش تولدش و ميفهميدي!!!

.....

اين روزا كار آدما

دلاي پاك و بردنه

بعدش اونو گرفتن و

به ديگري سپردنه

 

اين روزا كار آدما

تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانشون

از هم خبر نداشتنه

 

اين روزا سهم عاشقا

حسرت و بي وفاييه

جرم تمامشون فقط

لذت آشناييه

...

اين روزا تنها چارمون

شايد پرنده بودنه

رو بام پاك آسمون

ستاره رو شمردنه

 

اين روزا آدما ديگه

تو قلب هم جا ندارن

مردم ديگه تو دلهاشون

يه قطره دريا ندارن

 

اين روزا فرش كوچه ها

تو حسرت يه عابره

هر جا يكي منتظره

وروده يه مسافره

 

اين روزا دوستا هم ديگه

با هم صداقت ندارن

يه وقتا توي زندگي

همديگر و جا ميذارن

 

جنس دلاي آدما

اين روزا سخت و سنگيه

فقط توي نقاشيا

دنيا قشنگ و رنگيه

 

اين روزا جرم عاشقا

شهر دل و فروختنه

چاره فقط نشستن و

به پاي چشمي سوختنه

...

اين روزا بايد هممون

براي هم سايه باشيم

شبا يه كم دلواپسه

كودك همسايه باشيم

 

اونوقت دوباره آدما

دستاشون و پل ميكنن

درداي ارغواني رو

با هم تحمل ميكنن

 

اگه به هم كمك كنيم

زندگي ديدني ميشه

بر سر پيمان ميمونن

دوستاي خوب تا هميشه

 

خوشحالم اينجا ميتونم حرفام و بزنم.

اميدوارم هميشه شاد و موفق باشيد.

دوستتون دارم

ليلا

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٢ - leila leila

متن قبلی به جای ويرايش پاک شد!!!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٢ - leila leila

متن قبلی به جای ويرايش پاک شد!!!

 

 

ده كليد طلايي براي كاميابي يك دختر موفق :

 

1-     افكار و انديشه مثبت را در خود تقويت كنيد .( هر آنچه كه در دنيا داريم زاييده افكار ماست.)

2-     جملات شگفت آميز جادويي را تكرار كنيد :

موفقم ، خوشبختم ، نابغه ام ، هر روز زيبا تر ميشوم ، هر چه ميخوانم در خاطرم ميماند ، به هر كاري دست ميزنم سر بلند بيرون ميآيم و ... .

    

    دكتر ماركس : هر عادتي در 21 روز شكل ميگيرد .

 

3-     دختري در جهان موفق است كه مقصد و هدفي داشته باشد .

4-      نفوذ و تأثير پذيري در ديگران را تمرين كنيد( اعتماد به نفس بالا )

5-     يك دختر موفق مداماً معيارهاي خود را بالا ميبرد.

6-     يك دختر موفق خلاق است ( خلاقيت زنان در جهان 5/0 % بيش از مردان است.)

7-     يك دختر موفق ايراني ، نشاط ، هيجان و قانون پيامهاي ارتباطي كلامي و غير كلامي  را ميداند .

      

             ( يادگيري تكنيك براي بازي كردن با احساس در جهت مثبت )

8-     يك دختر ايراني موفق غرور را با هيچ چيز عوض نميكند.

9-     يك دختر ايراني موفق منبع انرژي و روحيه خانواده است .

10- يك دختر ايراني موفق قيمت و ارزش خود را مداماً بالا ميبرد.

 

زيباترين مخلوق طبيعت گل و زيباترين مخلوق در ميان آدميان دختر است .

 

 

و يادآوري يك نكته كه :

   اندازه گيري عشق آنست كه بدون اندازه دوست داشته باشي .در زندگي موقعيت هاي نادري يافت ميشوند كه شخصي را ملاقات كني كه دوستش داشته باشي و او هم در ازايش دوستت داشته باشد . بنابراين وقتي يافتي آنرا از دست نده ، شانس ممكن است ديگر هرگز به دست تو نيايد.

 

 سلام يه بار اينجا تو بلاگ نوشتم آقايون آخه وقتي تولد خانومتون يا.... هست يا مثلا مناسبت ديگه اي يادتون بمونه  يا وقتی خانومتون براتون کادو ميخرن تو ذوقشون نزنيد . كل آقايون كلي پيام گذاشتن كه ليلا هم فمنيست شد و ما توقع نداشتيم و اين حرفا .

اين دفعه  والا متن از من نيست تقريبا اكثرش بر گرفته از يك  متن از روزنامه همشهري  تير ماهه .

 

حالا همش بگيد ليلا مغروره ببين اينجا گفته خوبه .

اميدوارم هميشه شاد و خوشبخت باشيد.

ليلا

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢ - leila leila

سلام

هوالحی
سلام فقط چند کلمه ميخوام از همتون تشکر کنم .
از دوستای فوق خوبی مثل مصی و فاضله که کلی وقت گذاشتن : از دوست محترم خانه دوست و همه هم فکرياتون ممنون. فعلا بای
ليلا

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٢ - leila leila

شايد يه خداحافظی

هوالمحبوب
سلام
این فکر کنم جز اخرین سلامها باشه . آخه کارم درست شده دارم میرم تهران . نمیدونم چی پیش بیاد و اونجا من تا کی دوام بیارم اما فعلا که نمیدونم چی پیش میاد و من تا کی دیگه نمیتونم اینجا چیزی بنویسم . اما امیدوارم شماها هر جا هستيد و هر کاری ميکنيد . شاد و موفق و پيروز باشيد . من و هم دعا کنيد .
به خدا ميسپارمتون تا................................................
ليلا

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٢ - leila leila

دلم براتون تنگ شده

هوالحی
سلام
اخی آخی کلی وقت بود اینجا ننوشته بودم
یه هفته تهران بودم اینترنت نداشته بیدم

آخه بعد از دفاع تازه اول بیچارگیه ما شروع شد چون گیر کارای اداری و فارغ التحصیلی افتادیم . و اما .......
از اونجاییکه دانشکده با دانشگاه مشکل پیدا کردن تحصیلات تکمیلیه دانشگاه برای اونکه از دانشکده ما مدارکی داشته باشن از من یه سری از مدارکی رو خواسته بودن که از جمله اونا صورتجلسه روز دفاع بود که به خاطر شیکیه دانشکدمون گم شده بود !!!!!!!!!!خلاصه اینکه تا جلسه ساعت ۱۰ امروز باید صورتجلسه به دانشکده میرفت تا تو جلسه مطرح بشه والا بازم میموند خلاصه اینکه من ۴ سال قبل گواهینامه رانندگی گرفتم اما این ۴ سال اصلا پشت فرمون ننشستم !!! این و داشته باشین و اینکه مدارک ساعت ۹:۵۰به دستم رسید و خلاصه باید تا ۱۰ به دانشکده دیگه که جلسه بود میبردمش و بالاخره یکی از استادای بینوا ماشینش و بهم داد منم ریسک کردم و ماشین و بردم تا مقصد کلی خوب رفتم فقط اینکه یادم نبود برای ایستادن وقتی تنظیم میکنی باید ترمز بگیری تا ماشین واسه!!!!!!!!!!!!undefinedبعدشم که باید حدس زده باشید که خوردم به یه ماشین وانت که پارک شده بود و چون سپر به سپر بود خدا رو شکر که هیچی نشد اما کارم به موقع انجام شد و اینا الانم اگه خواستید بیایید ملاقات بیمارستان با دست و پای گچ گرفته هستم . خوشحال میشم تشریف بیارین
اگه خیلی وقته بهتون سر نزدم من و ببخشید . الان این کار و میکنم .
به خدا میسپارمتون
لیلا

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٢ - leila leila

تولد

هوالخالق
سلام
بعد از کلی وقت
خوبید؟
دیروز میخواستم بیام بنویسم اما از دست این تحصیلات تکمیلی دانشگاه کلافه بودم . موند واسه امروز .
اخه دیروز تولدم بود
نمیدونم اما باید برام این روز با روزای دیگه فرق داشته باشه ؟باید تحولی ایجاد شه؟
نمیدونم اما وقتی فکر میکنم نسبت به سال قبل الان خیلی تجربه های جدید و کسب کردم البته یه کم هم فکر کنم شیشه خوردم نسبت به سال قبل زیاد شده همینه که معصومیت بچه ها رو بیشتر حس میکنیم دیگه .
میخوام از دوستایی که برا تولدم لطف کردن و یادشون بود تشکر کنم . دوستای خوبی مثل:
مصی جون خواهر گلش مهدیه و محسنعزيز همينطور از دوست ساکن خانه دوستو همينطور اقا رضا .

اين روزهای سرد ،
سالی دگر گذشت ،
سالی دگر رسيد ،

(‌ سالگرد تولدم بود )
هر روز در آينه ،
مويی سپيدتر ، چهره شکسته تر ،
هر روز سوی مرگ ،
گامی جلو نهم ،
اما ، اميد من !
مهرت چو در دلم ،
عشقت چو در سر است ،
هر روز که بگذرد ،
من هم جوانترم !!



بهتون سر ميزنم
دوستتون دارم و به خدا ميسپارمتون
ليلا

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٢ - leila leila